بازدید امروز : 5
بازدید دیروز : 34
کل بازدید : 64344
کل یادداشتها ها : 32
«مش حسن »مردی به ره دید و گریبانش گرفت
گفت «ای مردک چرا درپای تو شلوار نیست »؟
گفت :«شلوارم گرو بردست بقال محل!
ناجوانمرداست این بقال و مردمدار نیست »
گفت :«بیکاری مگرکه اینچنین وارفته ای »؟
گفت که :«دراین زمانه کیست که بیکار نیست »؟!